خط داستانی
الدخاخانی در محله الجملیه زندگی می کند و نمی خواهد میراثش به دامادهای چهار دخترش برسد. به خصوص وقتی پسر تنها او از بیماری روانی رنج می برد. او به ازدواج پسرش با اعشریا فکر می کند که او دارایی او را دزدید. او در صورت بازگرداندن دارایی اش با او موافقت می کند