خط داستانی
جانی گلد و شریکش پپو پالوپی یک جفت دزد حرفهای بودند. این بار آنها کار دزدی یک نوزاد به نام رافاتار را که توسط یک خانواده ثروتمند به فرزندی پذیرفته شده بود، دریافت کردند. چیزی که آنها نمیدانند این است که نوزاد دارای قدرتهای فوقالعادهای است، قدرت تلکینتیک که میتواند فلزات را دستکاری کند. در طول فرآیند دزدی، اتفاقاتی میافتد تا اینکه رافاتار برای جانی و پپو معنایی پیدا کند. سفر آنها به آرامی توطئههای بزرگ و ریشههای قدرتهای رافاتار را فاش میکند.