خط داستانی
پس از اینکه بروکر املاک لوکس نیویورک، فیونا رنجلی، از سوی دوست پسرش رها میشود، برای چند روز به مهمانسرای دنج خانوادهاش در ورمانت فرار میکند تا آرامش پیدا کند و زندگیاش را ارزیابی کند. وقتی دوست پسر سابقش، نیت، با یک دوست دختر جدید در مهمانسرا ظاهر میشود، فیونا به سرعت نقشهای میکشد تا او را به دست آورد: وانمود کند که سرآشپز جذاب و بسیار آرام، درک، دوست پسر جدیدش است! به شگفتی درک و خود فیونا، در حین وانمود کردن به عشق، متوجه میشود که زندگی گاهی اوقات شگفتیهایی به همراه دارد: گاهی بهترین چیزها در زندگی ارزش صبر کردن را دارند.