خط داستانی
این داستان دنیای درونی یک شورشی را بررسی میکند که به یک گروه زیرزمینی فوقچپ تعلق دارد و در حال نبرد با نیروهای دولتی است. او در حین یک کمین به شدت زخمی میشود و در یک روستا پنهان میشود، سرنوشت او به رحمت روستاییان بستگی دارد. آنها معتقدند که او مسئول مرگ دختر بومی بیگناهی است که در حین کمین کشته شده است. او که تنها با افکار آزاردهندهاش مانده، باید به مهربانی غریبهها، وفاداری همرزمانش و اراده قویاش برای بقا تکیه کند.