خط داستانی
پس از مرگ پدرش، آنتونینا استاروسلکایا در پیدا کردن کار مشکل دارد. زندگی کسلکننده باعث بیماری او میشود. یک دریانورد بازرگانی از تونا که بیمار است مراقبت میکند. پس از ازدواج، او به خاطر قاچاق دستگیر میشود و مراقبت از تونا به همسایهای منتقل میشود که گهگاه او را کتک میزند. یک ملاقات تصادفی با سازندگان یک منطقه مسکونی، آرزوی نزدیکتر شدن به مردم و مورد نیاز بودن توسط کسی را در او بیدار میکند - و تونا به محل ساخت و ساز میرود...