خط داستانی
بعد از سال ها فرار، جاکا دوباره به شهر باز می گردد و برای یادبود شبی را با دوستان قدیمی خود نلسائو و بنتینو می گذراند اما این جشن به کابوسی تبدیل می شود زمانی که ناگهان جاکا بیمار می شود با پولی و کالای اندک دوستان او را در بیابان شهر به نزدیک ترین بیمارستان می برند یک رقابت با زمان آغاز می شود با شگفتی ها و پیوستگی های فراوان که می تواند قوی ترین پیوند دوستی را به لرزه اندازد