خط داستانی
روی، مرد خوبی است که همیشه در آخر قرار میگیرد. از وضعیت فعلیاش خسته شده، دعوتی برای صرف شام کریسمس با امیلیا، زن زیبا و به طرز عجیبی جذاب، را میپذیرد. وقتی به شام میرسد، روی متوجه میشود که امیلیا و برادر عجیبش، ادوارد، آنطور که به نظر میرسند نیستند.