کـرانک
Krank
فرستاده شده از سوی پدرش برای زندگی در پاریس تحت حمایت عموش ایزاک که او را به خوبی نمیشناسد و با افراد جوان معتاد به مواد مخدر سروکار دارد، مایا، دختری جوان از برلین، با افرادی برخورد میکند که آنها چیزی نیستند که ادعا میکنند. پس از شکستن بنبست، او از راز تاریکی با خبر میشود که افشای آن میتوانست مسیر وجودش را عوض کند.