خط داستانی
از سال 1930، بیکاری در فرانسه رو به افزایش است. یک خانواده که در روستا زندگی میکند، با مشکلات اقتصادی مواجه است. پدر در خرج کردن پولش برای سرمایهگذاری (به عنوان مثال خرید یک گاو جدید) تردید دارد. برعکس، دخترش که بیکار است، دیدگاه متفاوتی دارد. او علیه خجالت پدرش توضیح میدهد که پول باید تقسیم شود تا دنیا تغییر کند. در بسیاری از زمینهها مانند بهداشت، جادهها، برق، مدرسه و... پیشرفتهای زیادی باید انجام شود.