خط داستانی
نمیتوانیم همه با هم زندگی کنیم؟ خوب است اما برای برادران دوقلو ایل-دو و یی-دو جزیی از سرنوشت نفرین شده است و یکی باید بمُرد تا دیگری زنده بماند. برای جلوگیری از این، آن ها به طور عمدContact قطع کرده اند. اما وقتی یی-دو که برای یک گروه کار می کند با ضربه روی می شود، ایل-دو به هر ترتیب خبر را می شنود و برای اهدای خون به سرعت به برادرش می رود تا جان او را نجات دهد. اما به جای قدرشناسی، یی-دو به محض دیدن او به او حمله می کند.