خط داستانی
پدر خانواده، نورسلطان کوپژاساروویچ، که در جامعه مورد احترام است، تمام مزرعه را در روستا مالک است، بنابراین تنها پسرش بولات بیخیال و لوس بزرگ میشود، که این موضوع بارها به مشکلات و حتی مسئولیت کیفری منجر میشود. در یک مهمانی دیگر، بولات به یک فارغالتحصیل محلی تجاوز میکند. پدر میخواست دوباره موضوع را پنهان کند، اما والدین دختر قبلاً شکایتی به پلیس ارائه داده بودند. تنها راه خروج از این وضعیت، ازدواج است، اما زندگی خانواده به یک کابوس واقعی تبدیل میشود.