ای پادشاه، ستارهشناس، آویزگیر و سه آهنگساز
O králi, hvězdáři, kejklíři a třech muzikantech
جشنهای باشکوه در جشنهای سلطنتی ناگهان با تلاشِ یک آکروباتِ جُدّتکُن برای کشتن شاه گرگوری قطع میشود. ستارهشناس پتر که به واسطهٔ کارِ شایستهاش برای انجام وظیفه پذیرفته میشود، به شاهزاده کورانکا یاد میدهد چگونه ستارگان را بخواند؛ اما پادشاه از افزایش وصلت با دخترکی با ریشههای پایین دلزده است. سه موسیقیدان سعی میکنند به دو عاشق کمک کنند و وقتی پتر موفق میشود شاه را از مرگ دوباره نجات دهد، به نظر میرسد رویای اخترشناس بالاخره محقق خواهد شد و او دستِ شاهزاده را در آینده خواهد گرفت. اما به جای پاداشی مطلوب، او تبعید میشود...