خط داستانی
در خانه بیکر زمان کریسمس است و بیلی بار دیگر مشغول ماجرا میشود. او فکر میکند سانتا به خاطر بدنامی به او هدایایی نمیدهد، اما با آشنایی با فردی بومی آمریکایی به نام همسفر خوشقیافه، ممکن است آرزوهای کریسمسی او برآورده شود. بیلی با نگرانی از توپ تنیس، عروسکهای پرشده و استخوانهای بیشتری از حد توانش برای یافتن این افسانه به همراه برادرش راه میافتد؛ اما خطاهای بیدلیل بیلی باعث آسیب به دوک و حتی تهدید برنامههای کریسمس خانواده میشود، و بیلی نه تنها باید راهی برای نجات برادرش بیابد بلکه باید تصمیم بزرگی بگیرد که شاید معنای واقعی کریسمس را به او نشان دهد.