نارسیس و عکو
Narcissus and Echo
استادیار گروهی از دانشجویان را به سفری به صحنهای متروکه در پارک میبرد تا فضایی منظومه برای اجراهای اپرای «نارسیس و عکو» نوشته آنجا جوردیویچ بیابد. یکی از دانشجویان، boris، معتقد است بهتر است فیلمی ساخته شود که از ضبطهای موجود اپرا بهره گیرد اما با داستانی تازه که بر پایه افسانه باستانی یونان درباره جوانی که به انعکاس خود در دریاچه عشق میورزد، تدوین شود. روابط دانشجویان درگیر در پروژه و رخدادهای پیرامونی با طرح این فیلم احتمالی همسو میشود و به نمایش میگذارد که چگونه انواع خودشیفتگی و ناتوانی در کنار هم آزاردهنده است و ارتباط انسانی واقعی را نمیتوان یافت.