خط داستانی
فیلم در مارس هزار و دویست و بیست زمانی که ویروس کرونا به تهدیدی بزرگ تبدیل میشود و شهرها محدود میشوند و مردم وحشت میکنند، روایت میکند. همزمان سیدنی، که به دنبال دزدی از رئیس سابقاش که سردسته مواد مخدر است فرار میکند، در سراسری سفر میکند و با کووید مواجه میشود. او برای استراحت به یک مهمانسرا میرود و با ویلو آشنا میشود، زنی اسرارآمیز که از او مراقبت میکند وقتی سیدنی در پارکینگ مهمانسرا بیهوش میشود. سیدنی درمییابد که ویلو فقط زن عادی نیست بلکه تشنهٔ خون است و ادعا میکند که یک خونآشام است.