خط داستانی
چهار دوست طولانی مدت سامان، پرم، رووئی و پوروهیت از زندگی خود ناامید میشوند. سامان تصمیم میگیرد آنها را به خانه مزرعه اش ببرد تا استراحتی داشته باشند و یک دختر مزاحم را برای یک شب به مزرعه دعوت میکند. هر بار که سامان قصد لمس او را دارد، درِ خانه با صدای زنگهای مختلف به صدا در میآید و مزاحم میشود. سامان سعی میکند او را برای روزی دیگر نگه دارد و با پول بیشتر میآورد. در نتیجه به جای یک شب، دختر سه شب آنجا میماند و مبلغ زیادی طلب میکند. اگر چه سامان حتی نتوانسته است به او نزدیک شود، به دلیل سامان همه در موقعیت جدی گیر میکنند و نقشهای برای رهایی میریزند.