خط داستانی
جسیکا کلار کسبوکاری را بدون برنامه، بدون پول و بدون صداقت آغاز میکند. او متقاعد است که خداوند تنها به خاطر پرداخت مخلصانه عشر و نذوراتش به کلیسا، کسبوکارش را برکت خواهد داد. جسیکا، مانند سایر اعضای کلیسای اباندنت لایف، در زمانهای سختی به سر میبرد و هنوز برکات مالی وعده داده شده توسط کشیشش را دریافت نکرده است. پس از مشاهده اختلال، توهم و آسیبهای دینی جسیکا، کارآفرین موفق، مایکل جونیورز، پیشنهاد کمک میدهد. اگرچه جسیکا مایکل را "شیطانی از جهنم" میداند، اما او به طرز عجیبی برکت او میشود و در نهایت به جسیکا کمک میکند تا خدا، زندگی، عشق و کسبوکار را در نور کامل ببیند.