هفت جعبه جادویی صدا
A hét varázsdoboz
جعبههای جادویی بازرگان صدای کاپتان از دست مردی ریشدار میربایدند و با کمک کیسه استخوانی هیزاپیسی به دنبال بازجویی بزرگی میگروهند و جعبهای حاوی صدای هفت پرنده را در ردیف مییابند در نهایت هیزاپیسی و همراهانش تمام صداهای پرندگان را به پسری بیمار هديه میدهند تا صدای جنگل را به اتاق او بیاورند