خط داستانی
با تشویق دوستی بزرگسال و نسبتاً غیر همدردمند، موزتلد در نخستین شب بیرون رفتن به دیسکوتک قصر میفهمد که اینجا برای یک دختر چهارساله جای مناسبی نیست. او کمی گم شده در اطراف میگردد و پینیا کولاداهای گران قیمت به خوبی هضم نمیشوند. خوشبختانه پدرش او را میگیرد تا با او همانطور که هست باشد: دختری جوان با پاهای دردناک از کفشهای قرضی.