ریو
Rio
پولینا در یک هتل کوچک در شهر مرزی شمالی زندگی و کار میکند. او و دوستش نادیا رویای دنیایی متفاوت، بهشتی و عجیب و غریب را در سر میپرورانند. دخترها تقریباً هیچگاه هتل خالی و بیحرکت را ترک نمیکنند و با اجرای مراسم روزانه عجیب خود زندگی میکنند، به این امید که روزی آنها را به معجزه رهنمود شود. روزی یک غریبه به هتل میآید.