صبح بخیر آلتیا
Good Morning Althea
داستان حول Nikolai که ظاهراً بخشی-ربات است؛ گالوری پسری جوان که ظاهراً انسان-نیمه موجود کرست است و آلتیا که کاملاً یک پسـی کرست است. به نظر میرسد زمین و مردم کرست برای ۳۰۰ سال با هم در جنگ بودهاند و هنوز احساسات بدی وجود دارد. کشتی که گالوری، نیکولا و دیگران در آن هستند توسط کشتیهای خودکار از یک کشتی بزرگ کرست که توسط یک اتوماتون تصاحب شده است، به طور نامحسوس مورد حمله قرار میگیرد و تقریباً همه از بین میروند. گالوری، نیکولا و آلتیا به کشتی میروند تا از باقیماندههای گروهی از پیشتازان گالوری نجات یابند و ببینند آیا میتوانند اتومایشن نوع ۳۸ را در مرکز کشتی نابود کنند.