بیراجی
Bairagee
هولی شیوا، یک هنرمند هولیویشا، در یک ایستگاه پلیس کار میکند و کارهای مختلف ترسره میدهد. وقتی با دوست بازرسش به شهری جدید میرود، با افراد جدیدی مانند واتاپی و کارنا روبهرو میشود. در حالی که دوستانی و عشق جدیدی پیدا میکند، همچنین شاهد واقعهای ناخوشایند است که باز هم درونش ببر را بیدار میکند. آیا او عدالت را مییابد؟