مشت محکم
Clenched Fist
لوسیان بیست و یک ساله با مادرش سیسیل و برادر بزرگتر در روستایی در اردن زندگی میکند. پسری رازدار و گوشهگیر است که از تماس با دیگران فرار میکند. با فوت مادربه پدرش اجازهٔ آزادی زندان برای تشییع جنازه داده میشود. دیدن پدرش که عزادار است و دستبند و حفاظت از خشم عمومی او را آزار میدهد، لوسیان را به تصمیمی وادار میکند تا پدرش را دوباره ببیند، هرچند ممکن است همه چیز را از دست بدهد