خط داستانی
به دلیل سالی بسیار خشک، خان دستور داد تمامی جوانان در جستجوی اماکنی بهتر به سفر روند و افراد پیر خانه بمانند. همه پیران رها شدند تا بمیرند و تنها پسری با ریسک جانش پدربزرگش را با خود برد، او را در یک جعبه بزرگ پنهان کرد. در راه سه بار خرد پیرمرد به همه کمک کرد و با اینکه فهمیدند که پیرمرد به همه کمک کرده، خان دستور داد تا سربازانش همه پیرمردان باقیمانده را با خود ببرند.