خط داستانی
زاخاریا ساکن جزیره ای است که کارش از بین بردن زباله هاست و از لقب جمع آوری کننده زباله راضی نیست و می گوید که نگهبان محیط زیست است. هیچ کس او را جدی نمی گیرد و همگان او را آزار می کنند؛ مأمور پلیس بیش از همه به خاطر افترا زدن به نام و آبروی او از او متنفر است. تنها دوستی او جوریاکیس است که می خواهد به او کاراته بیاموزد تا بتواند از خود دفاع کند. ناگهان خوش شانسی او را ثروتمند می سازد و دشمنان او که حالا به دنبال آسیب رساندن به پولش هستند، نقشه های جدیدی برای ضربه زدن به او می چینند.