انتقام نیراندهی
Avwanchhit
دو دنیای برخورد میکنند، پدری و پسری که به سوی اولویتهای بزرگتر زندگی میروند. مهاسودان، رئیس خانه سالمندان نیروم، هر روز سعی میکند شادی و نشاط را در مکانی که حس فقدان و طرد را در خود دارد گسترش دهد. تپان پسر اوست که به دنیا آموخته از جهان تنها بماند. او مادرش و پدرش را به عنوان دلیل نبودن پدر میبیند. داستان را در قالب طنابی احساسی از رابطه پدر و پ son در مزاحمتهای کلکای شهر کالکاتا روایت میکند