خط داستانی
زندگی شاد هدر با خبر مرگ دوست دختر سابقش، کاتالونیا، مختل میشود. از او خواسته میشود تا به خلیج بیسکاپ، شهر کوچک نیویورک که کات در آن بزرگ شده، سفر کند تا خاکسترها را به مادر، پدر و خواهر کات تحویل دهد. در آنجا، هدر با شیاطینی هم شخصی و هم به شکل «بینام» مواجه خواهد شد. اکنون، بیشتر از زندگی کامل هدر در خطر است. روح او نیز در خطر است.