خط داستانی
سپیده دم به نوا اسکوشیا بازمیگردد تا به مرگ مادرش عزاداری کند و فاصلهاش با پدرش، جان اندرو، را ترمیم کند. یک تراکتور قدیمی به کانون توجه سپیده دم که به مکانیک علاقهمند است تبدیل میشود، اما کینههای دیرینه پدرش تنشها را افزایش میدهد. وقتی او میبیند که دخترش در حال تعمیر تراکتور است، متوجه میشود که بازپسگیری این رابطه به خروج او از خود بستگی دارد: حمایت عمومی از سپیده دم و مبارزه با ترنسهراسی بدخواهانه در شهر کوچک.