خونی در پاپکارن
Du sang dans le pop-corn
باب و روسالی در جهانی زندگی میکنند که در نگاه نخست عجیب و کاملاً دیوانهوار به نظر میرسد. هر چه عمیقتر میروید، اوضاع پیچیدهتر میشود. فرار آنها تنها بار است که در بار مخفی با گروهی راک برگزار میشود. اما باب جیکوبز معتقد است ویروسی در هوا وجود دارد که اگر خون دختران کوچک بی گناه را ننوشد، خواهند مرد. روسالی با پدرش زندگی میکند که عاشق آمادهسازی marinades است و مادربزرگش مانند دودکش دود میکشد. او دیگر به خدا باور ندارد و با فرد اسرارآمیزی به نام «قصاب» همدست شده تا تمام نسل بشر را از بین ببرد.