خط داستانی
دیگو و امیلیا به مدت شانزده سال با هم هستند دارای دختر نوجوانی هستند و دوره ای خسته کننده را پشت سر می گذارند اما همه چیز با کشف این که بهترین دوستان شان ریکاردو و بتینا ازدواج باز دارند عوض می شود آنها swingers هستند و درباره این گزینه بسیار خنک هستند و سعی می کنند زوج مقابل را متقاعد کنند که زندگی آزاد تا حدی شاد است اخبار مانند صاعقه ای از آسمان می آید در واکنش اولیه امیلیا به این ایده هیجان زده می شود و دیگو را قانع می کند که حداقل در یک مهمانی با «گنگ» ریکاردو و بتینا شرکت کنند و در این هنگام سلسله ای از رویدادها آغاز می شود که زندگی کسل همسر ها را به لرزه در می آورد آیا آنها تعصب خود را کنار می گذارند و از این شیوه حمایت می کنند