خط داستانی
جَنِک ده ساله با تخیلات فراوان رویاپردازی می کند و خود را اَبَرقهرمانی میبیند. با جایگزینی خواهر بزرگ تر توسط دِمرِی به نام پدسپیِپ و عدم باور والدین، او تصمیم می گیرد خواهرش را از جهان اهریمنان نجات دهد و بزرگترین یار او پدربزرگ غریبش Marcin است، که زمانی معدنکار بوده است.