خط داستانی
لورا زن جوانی است که از زندگی روزمره و تکراری اش در نوشیدن نوشیدنی در کافه لوییپه به مدت ده سال خسته شده است در روز تولد تصمیم می گیرد از خانه بیرون رود و سفر تازه ای آغاز کند در آنجا با فلیکس پسر جوانی دلفریب و ماجراجو آشنا می شود که قلبش را می دزدد و این ملاقات کوتاه پیامدهای تصمیم او را آشکار می سازد