خط داستانی
به دنبال درگذشت همسرش، سایمون سعی می کند با فرزندش کایل در دوبی زندگی تازه ای آغاز کند. در این شهر استثنایی کایل موفق می شود فراموش کند و زندگی جدیدی را آغاز نماید اما برای سایمون آسان نیست. او حضور ترسناکی را در خانه احساس می کند که به آرامی در سایه ها پنهان شده است. آیا واقعاً ممکن است همزادش باشد؟ سایمون به آرامی به اضطراب دچار می شود و فکر می کند دیوانه می شود. اما تنها کسی که این احساس را دارد او نیست. به نظر می رسد این پدیده در همه کسانی در دوبی که از قطع ارتباط با گذشته خود خودداری می کنند، اتفاق می افتد.