بورنلند
Butenland
جان گِردِس دامداری است که نسل سوم را در کار دامداری به عهده دارد اما وجدانش با کاهش بازدهی شیر و فروش گاوانش به کشتارگاه در معرض فشار است. پس از ابتلا به فرسودگی شغلی تصمیم به کنار گذاشتن مزرعه میگیرد. در روزی که آخرین گاوهایش برای حمل به کشتارگاه آمادهاند، میبیند جای برای دوازده گاو وجود ندارد. به جای ترتیب دادن یک حملونقل دیگر، او و شریکش کارین میک تصمیم میگیرند آنها را نگه دارند. این، تولد «هُف بوتنلند» است - نخستین خانه بازنشستگی گاوها در آلمان.