خط داستانی
با نزدیک شدن به جشن کریسمس برای یک شرکت نشر کتاب، ویراستار مگی داوطلب میشود تا به رئیسش آماندا کمک کند تا یک قرار ملاقات پیدا کند. دلالی کمی برای مگی به عنوان یک سرگرمی است، اما وقتی جکسون، دوست پسر قدیمیاش از دوران دانشگاه، به محل کارش میآید — به عنوان یک نویسنده موفق و تازهامضا شده — او را از مسیرش منحرف میکند. مگی دوست دارد انکار کند که هنوز احساسی نسبت به او دارد، اما جکسون کار را آسان نمیکند. او باید با تصمیمات گذشتهاش روبرو شود، به همراه نگاه آماندا به جکسون، تا بهترین تطابقها را در کریسمس به هم برساند.