خط داستانی
ملیتا فون ویندهیم ۱۹ ساله به شدت مجذوب بازیگر معروف لودویگ رومی است. به همین دلیل او به سختی میتواند شانس خوب خود را باور کند، زیرا معلوم میشود که پسرعمویش، رودولف، دوست قدیمی رومی است و میخواهد آنها را معرفی کند. رومی و ملیتا بلافاصله با هم ارتباط برقرار میکنند و قبل از اینکه رودولف بدبخت بتواند دوباره نگاه کند، زنی که عاشقش است به شخص دیگری ازدواج میکند. در طول سالها، ازدواج خراب میشود و یک حادثه تراژیک به ملیتا ضربهای میزند که او را مجبور به ترک مکانهای سرد میکند. رومی به کارش و زندگی اجتماعی پرهیجانش ادامه میدهد، اما گذشتهاش ناگهان به سراغش میآید.