بی نوبتی کی
Binibining K
کیانا، نامزدبدش به خوشبینی در عشق، آرزوی برد در یک مسابقه را دارد؛ وقتی آن مسابقه به شکست میانجامد، به عنوان نظافتچی در شرکت بزرگی مشغول به کار میشود. اما خوششانسی او وقتی به نظر میرسد به اوج میرسد که به او برای کار بالا ترفیع میدهند و زندگی لوکس به نظر میرسد. حتی زندگی عشقیاش رونق میگیرد و صاحب شرکت به او توجه میکند. در واقع، همهٔ رویاهای کودکیاش به نظر میآیند که به حقیقت میپیوندد