خط داستانی
مشکل به نظر میرسد که ری پرسو را پیدا میکند، یا شاید او فقط به دنبال آن است. ابتدا به خاطر هک کردن سیستم بانکی خودپردازهای منهتن دستگیر میشود - و بیست دلاریها را در هر گوشه خیابان پرتاب میکند. سپس توسط یک گنگستر روسی از مرکز بازپروری کامپیوتری آزاد میشود و به مسکو قاچاق میشود تا برای یک "تاجر" زندانی کار کند. در حالی که در دنیای زیرزمینی پر هرج و مرج و خشونتآمیز مسکو حرکت میکند، ری عشق را پیدا میکند. اما خوشبختی او کوتاهمدت است وقتی متوجه میشود که کسی ۴۰ میلیون دلیل برای کشتن او دارد!