پرندههای باد
The Wind Birds
راتی باردار است و انتظار دوست پسر خود را میکشد، او سربازی است. در یکی از دیدارهایش در مرخصی، راتی به او از بارداری خود میگوید. به زودی متوجه میشود که او در واقع ازدواج کرده است، قصد ندارد از کودک حمایت کند و به طور ساده به او میگوید که سقط جنین انجام بدهد.