خط داستانی
شب یکی از شبها در کلوپ شبانه تاریک، جف با تیسای زیبا و مرموز ملاقات میکند و هرگز دوباره زنده دیده نمیشود. خواهر جف، ساندی، از دوست خانوادگی ویل اسپارو کمک میخواهد. ویل در حال بررسی مرگ جف در شبکه ای از شر و باستانی میافتد و میآموزد که تیسا بخشی از فرقهای شیطانی از زنان زیبا است که خدای افعی کهنه را پرستش میکنند و مردان را به فریب میکشند تا به پیشگویی باستانی پاسخ دهند و شر عظیم را بر زمین آزاد کنند. ویل با نفوذ به عنوان پوشش به زندگی و مرگ کشیده میشود تا تنها او راز وحشتناک را فاش کند قبل از دیر شدن