خط داستانی
هستند کسانی که از دندانپزشک می ترسند از اداره مالیات می ترسند و از زلزله ترس دارند اما مردمانی بی باک هستند و تنها چیزی که آنان را می ترساند صدای ناقوس است این ترس باعث خشم و شک به همسرش Marina می شود و وقتی تعطیلات می گذرد مارک می فهمد که حیله هایی برای نظارت بر همسرش وجود دارد او برای جلوگیری از پایان کار با نقاب پوشی به دنبال دیدن همسرش می رود