خط داستانی
ژرژ، یک پارسی ثروتمند، معشوقهای دارد که میخواهد با او ازدواج کند، اما او هیچ قصدی برای طلاق از همسرش، که منبع پولش است، ندارد. در همین حال، معشوقه یک دوست پسر حسود دارد، بنابراین وقتی ژرژ او را ترک میکند، دو نفر از او عصبانی میشوند. همسر ژرژ نیز که به این رابطه مشکوک است. معشوقه به ژرژ زنگ میزند و میگوید که میخواهد همه چیز را به همسرش بگوید، بنابراین ژرژ از موریس، یک غریبه که در حال عبور است، میخواهد به عنوان همسرش ظاهر شود و معشوقه را بترساند. در این کمدی، هیچ چیزی طبق برنامههای ژرژ پیش نمیرود.