آسمان خم شد
Jhuk Gaya Aasman
سانجی و پریا عاشق یکدیگر هستند و در حال برنامهریزی برای ازدواج هستند. وقتی پریا متوجه میشود که پدرش دستگیر شده، آنها تصمیم میگیرند که عروسی خود را به تعویق بیندازند. اما سرنوشت برنامههای دیگری دارد زیرا سانجی در یک تصادف خودرو جان خود را از دست میدهد. در بهشت، او متوجه میشود که مرگش یک اشتباه بوده و به زمین بازگردانده میشود در بدن شبیه خود، تارون کمار ***نا، مرد ثروتمند اما فاسد اخلاقی که خانواده پریا را ویران کرده است.