خط داستانی
مدیحه، همسر افسر پلیس منیر، از زندگی روستایی خسته شده است. او وقتی شوهرش به او میگوید که به قاهره منتقل میشوند، بسیار خوشحال میشود. در آپارتمان جدیدش، او پدرش را تحت فشار قرار میدهد تا جواهراتی را که از مادرش به ارث برده بفروشد تا خواستههای مکرر او را برآورده کند. او به تدریج در مصرف مواد مخدر و خرید لباس غرق میشود و تسلیم تلاشهای ادهم برای flirt کردن با او میشود.