هفت نی یپماز
Seven Ne Yapmaz
فیکرت به استانبول میرود تا در ارکستری که دوستان نظامیاش تأسیس کردهاند، کار کند. اولین کار او نواختن در جشن تولد سودا، نامزد مالک ثروتمند کشتی، عثمان است. نزدیکی غیرمنتظره بین فیکرت و سودا تنش ایجاد میکند.