خط داستانی
ولگرد فلیدربوش و همسرش برتا در دادگاه یک شهر کوچک زندانی هستند. آنها سعی میکنند فرار کنند و خود را در اتاق دادگاه مییابند. فلیدربوش لباسهای رسمی یک مشاور را به تن میکند، گزارشی از پرنس آدولار، که با یک زن حومهای ظاهر میشود، درباره یک قطعه جواهر دزدیده شده دریافت میکند و اشرافزاده را زندانی میکند...