خط داستانی
خانوادهای عادی با زنی باوفا و شوهری که وجود دارد. شبى ویکتور به همسر خود میگوید که بیگانه است و ناگهان ناپدید میشود. مدتها لوسی که دلشکسته است منتظر بازگشت شوهر وفادار میماند تا اینکه در مترو مردی مانند دو نخود سبز میبیند که شبیه ویکتور است.