خط داستانی
عشق و رفاقت سه دوست همیشگی در شهری کوچک در نیوانگلند پس از «هفتهای که دختر مرد» هرگز مثل قبل نخواهد بود. ویینی با جسی جذاب در مراسم خاکسپاری عمو برخورد میکند، اما عمهاش او را با جایگزین کردن دوستدختر تازهاش اشتباه میگیرد و نقش را به او میدهد. جیمی به جستجوی بخش خطرناک شهر میرود تا عشق را در جایی غیر محتمل بیابد. رالف روز جمعه باکره بود و شنبه شب این شرایط دو بار برگردانده میشود. با موسیقی اصلی جاز از کنایه ایوبانس این فیلم رویاهای رومانتیک را با تجربیات واقعی مردم ترکیب میکند.