خط داستانی
پرمتوس اولین فرشته سقوط کرده است، حتی قبل از لوسیفر. هدف او حکومت بر جهان، زندهها و مردههاست. پسر او باید راه را برای او هموار کند و در طول تاریخ بشریت به صورت تصادفی ظاهر میشود و سپس به عنوان نوعی هیولا شناخته میشود. در زمان حال، یک جوان که در آلمان زندگی میکند، شروع به رنج بردن از یادآوریهای بصری میکند - از زندگیهایی که در گذشته به عنوان پسر پرمتوس زندگی کرده است! او به یاد میآورد که چگونه در قرون وسطی ظاهر شد، زمانی که بشریت از طاعون رنج میبرد و در طول جنگ جهانی دوم در روسیه. در روز تولد پدر (زمینی) او، یک جعبه حاوی کتاب قدیمی عجیب و یک معجون زرد در باغ آنها پیدا میشود، که توسط یک دهقان در سال 1943 پنهان شده بود، که برای زنده کردن همسر فوت شدهاش با جادوگری آزمایش کرده بود. وقتی جوان با کتاب و برخی از معجون زرد تماس میگیرد، به یک هیولا تبدیل میشود و ارتش زامبیها را بیدار میکند، آماده برای بازگرداندن فرشته سقوط کرده پرمتوس و مختل کردن جشن تولد کوچک.