خط داستانی
سرهنگ صاحب یک پزشک در بخش روانپزشکی است و پرستار رادا (وحیده رحمان) پس از اینکه یک بیمار غیرنظامی به نام دوو کومار (دارمندر) که به او عشق و محبت میورزید، بیمارستان را ترک میکند، دلشکسته میشود. او نتوانسته بود قلبش را از کار حرفهایاش جدا کند و عاشق بیمار خود شده بود. سپس آرون چودوری (راجش خانا)، یک نویسنده و شاعر به عنوان بیمار وارد میشود و به شدت دچار جنون حاد پس از رد شدن از سوی معشوقهاش، سولهکا، است. پس از اینکه از مراقبت از او امتناع میکند، رادا تسلیم میشود و شروع به پرستاری از او میکند. در حین مراقبت از آرون، او به یاد گذشتهاش میافتد و داستانی از چگونگی مراقبت از سربازان شجاع زخمی ارتش را در زمان خدمتش در لداخ در طول جنگ چین و هند در سال 1962 روایت میکند.